السيد موسى الشبيري الزنجاني
4355
كتاب النكاح ( فارسى )
دوم آنكه مطلبى را بگوييم كه حضرت رضا عليه السلام در مقام تكذيب مدعاى عدهاى از غُلات فرمودند كه آنان مىگفتند امام حسين عليه السلام شهيد نشدهاند چون لازمهاش وجود سبيل بر آن حضرت است . در حالى كه آيهء قرآن سبيل را از مؤمنين نفى مىكند . حضرت در آن روايت در مقام بيان اين نكته هستند كه مراد از آيه ، سبيل تكوينى به اين معنا كه كفار هيچگاه مثلًا زور و قوّتشان به مؤمنين نمىرسد نيست . امير المؤمنين و امام حسن عليهم السلام كه افضل از امام حسين عليه السلام بودند را نيز شهيد كردند بلكه مراد حجت غالب و منطق فائق است ، اسلام داراى منطق قوىتر است و خداوند حجت قوىتر را در اختيار مؤمنين قرار داده بطورى كه حجت آنها محكوم نمىشود البته چون سند اين روايت محل اشكال است ايشان احتمال ديگرى را نيز مطرح كرده ، در هر حال بنابر هر دو احتمال آيه ارتباطى با مسألهء ولايت بر صغار و مجانين و رسيدگى به مصالح آنان پيدا نمىكند . 3 - دفاع مفتاح الكرامه و القواعد الفقهيه از دلالت آيه صاحب مفتاح الكرامه از مناقشهء حدائق جواب داده مىگويد : حتى اگر سبيل را آن طور كه در روايت آمده به معناى حجت تفسير كنيم باز مىتوان براى مسألهء مورد بحث به آن استدلال و حكم به عدم ملكيت كافر بر مسلمان نمود ، زيرا خداوند بيع را سببى براى ملكيت قرار داده و اين خود حجتى است كه شخص كافر هم مىتواند به آن استناد كند و عليه مسلمان ادعاى ملكيت كرده و بگويد چون من طبق ضوابط به وسيلهء بيع اين غلام را خريدهام مالك او هستم لذا آيهء شريفه كه نفى سبيل بر مؤمن مىكند بر عدم ملكيت كافر بر مسلمان نيز دلالت دارد . مرحوم آقاى بجنوردى نيز در دفاع از دلالت آيه در كتاب القواعد الفقهية مىگويد : حضرت رضا عليه السلام در اين روايت چون در مقام ابطال گمان برخى از غُلات راجع به امام حسين عليه السلام و عدم دلالت مدعى بر آن هستند ، ارادهء سبيل تكوينى را از آيه كلًا